|
سر کلاس ادبیات و متون فارسی بودیم . که استاد عزیزم دکتر حقیقی یه حرفی زد که خیلی به دلم نشست .
زندگی کلاس درس ریاضیات نیست که حتما ۴=۲+۲شود. توی کلاس زندگی دو به اضافه دو یه موقعی ۸ میشه . بعضی اوقات ۱۰ میشه . حداقش ۴ میشه
مهر دلدار تنها خرمي بخش جان من بوده است . شب ها برايم ترانه نيك بختي مي خواند و سپيده دمان بيدارم مي ساخت تا مفهوم زندگي و راز هاي طبيعت در برابرم هويدا سازد . مهري آسماني و سرشار بود كه رشك و آز را نمي شناخت و هرگز به روحم آسيب نمي رساند . همدلي اي ژرف بود كه جانم را در نهر شادماني شست و شو مي داد و مرا سخت گرسنه محبتي مي ساخت كه پس از سيري به جانم غنا مي بخشيد و دوستي اي لطيف داشت كه بي آنكه دلم را بيازارد بدان اميد بخشيده و زمين زير پايم را فردوس برين و زندگي ام را رويايي زيبا مي
ساخت بامدادان كه در كشتزاران گام مي زدم در بيدار شد طبيعت نشان ابديت را مي ديدم و كنار دريا كه مي نشستم خيزا به ها ترانه جاوذانگي را به گوشم مي آوردند .
|
About![]()
Archivesمهر 1388اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
ترانه تنهايي ( دريا خانوم گلم )
ياداشت هاي يك خبر نگار كامران نجف زاده |