تبليغاتX
دل نوشته ها

دل نوشته ها

يا صاحب الزمان

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

مولاي من ! اين روزها چشمانم مرا بيشتر مي آزارد .آذين كوچه وخيابان داغ دلم را زنده ميكند .

جشن تولد براي كسي كه سبب طول غيابش اعمال من وامثال من است

نمی دانم تا حالا درد دوری از یار را کشیده اید یا نه. نمی دانم تا حالا منتظر کسی بوده اید یا نه. ولی باور کنید سخت است.

 می خواهم سختی ها را یک به یک بشمارم تا شاید دل شما را بدست آورم. سختی

 بعدی را می دانم اصلا حس نکرده اید و من بهتر می توانم از سخت بودنش بنالم

و زیاد از حد حرف بزنم. وآن هم سختی گناه کردن است!

اگر بدانید چقدر دردناک است؛ اگر بدانید چقدر رنج آور است! تازه بعد از آن

 بگویند به خاطر گناه نمی توانی معشوق خود را ببینی؛ نمی توانی صدایش را

بشنوی. و این از بقیه سخت تر استView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت19:36توسط نرجس | |

بنام خداوند عصر و زمان خدای نون و قلم

 

خسته از قیل وقال زمونه ودلزده ازدروغ ها و نیرنگ های پوچ دنیایی

کبوتر دلش را به هوای حرم یار به پرواز در آورده بود همیشه دلش

می خواست یه شب عید

مبعث روی گنبد سبز و نورانی رسول خدا( صلی الله علیه وااله وسلم)

باشه تا بتونه مستقیم حرف های نگفته ای که سالها توی دلش محبوس

کرده بود

رو فریاد بزنه تا نا گفته ها رو به گوش پیامبرش برسونه ودلش رو از هر چه

غبار هست بتکونه وحالاباورش نمی شد باور نداشت که با پهن شدن چادر سیاه

شب بر شهر غمبار مدینه بتونه چادر ومقنعه سفیدش رو به سر کنه وبره

روبروی حرم و چشم به سبزی حیات بخش گنبد ودل به یارو دنیا به کام بشینه

واین طور آزاد و رها عطر یاس رو به ریه هاش بکشه و راز ونیاز کنه

مروارید های غلطان اشک برای خودشون مسیری پیدا کرده بودند وکم کم به

رودی جاري مبدل شده بودند.

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت17:14توسط نرجس | |